تبلیغات
دلنوشته ها - حرفهای یواشکی با خدای مهربونیا

دلنوشته ها

♥دیگر این دوستت دارم ها آرامم نمیکند... وقتی تو از دلم دور میشوی: خدای تنهاییهایم...♥

 





...و باز هم خدای من دور مانده ام
...دستم را بگیر
...می بینی تا لحظه ای از یادت غافل می شوم می لغزم
زیر پایم آنقدر سست است که هرآن امکان افتادنم در دره ی نیستی وجود دارد
هر چه تقلا می کنم جز تو فریاد رسی نمی بینم
!به هرسو که دست دراز می کنم جز پوچی عایدم نمی شود
و آنگاه دوباره دستهای گدایی را به سوی تو بلند میکنم
دلم اینک به غروبی می ماند
!که آرام اما غمزده در تنهایی خویش غوطه ور مانده
صدای دلنواز اذان به گوش میرسد
و باز هم خدای من می خواهم قلب شکسته ام را بردارم
...توبه کنان به سویت بیایم
چقدر بی شرم است بنده خطاکارتو
نمی دانم حضور جسمانیم
؟بر سر سجاده عشق روحم را به پرواز خواهد آورد
.......خدایا
.......کمکم کن
کمکم کن تا ساده و پاک به سویت بیایم
!ساده تر و پاکتر از روزی که از مادر زاده شدم
کمکم کن تا  دوباره و صدباره شرمسار  نگردم
....خدایا
نکند رهایم کنی
نکند اشکهایم را قبول نکنی
نکند تنها شوم
.......نکند
وتو خدا بزرگتر از آنی که در فکر من بنده زمینی جای بگیرد
....خدای تنهاییهایم
....خدای دل شکسته ام
....خدای بزرگ وبی نهایتم
....دستانم را رها نکن
....دستانم را رها نکن

(از دلنوشته های خودم)